جزوه بررسی فنی نیروگاه گازی CHP

دسته بندی مکانیک
فرمت فایل pdf
تعداد صفحات 55
حجم فایل 1.55 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقدمه

تولید همزمان برق و حرارت

تولید همزمان برق و حرارت مفید توسط یک سیستم

– ) Utilityمصارف (

کاربرد در صنعت

کاربرد در تأسیسات خانگی و تجاری

برق و حرارت

دیماند حرارتی

(Industrial Sector) بخش صنعتی1

(Institutional Sector) بخش اداری2

(Commercial Sector) بخش تجاری3

مزایای سیستم های تولید مشترك برق و حرارت ) (CHP

– 1افزایش بازده انرژی

– 2کاهش هزینه های تأمین انرژی اولیه برای مصرف کننده

-3تأمین انرژی الکتریسیته با کیفیت بسیار بالاتر

-4امکان فروش برق تولید شده اضافی به شبکه

.(Bottoming Cycle & Topping Cycle)سیکل های بالادست و پایین دست

تجهیزات و مؤلفه های سیستم CHPو انواع آن

محرك های اولیه )(Prime Movers

نسبت حرارت به توان الکتریکی

( Reciprocating Engines ) رهای پیستونی

کاربردهای موتورهای پیستونی در CHP

تولید همزمان برق ، حرارت ، و برودت ) ( CCHPبا استفاده از موتور گازسوز

جدول مقایسه پارامترهای عملکردی موتور گازسوز در سیستم CHP

تأثیرات محیط بر عملکرد موتور

جدول مقایسه مزایا ومعایب انواع مختلف سیستم های CHP

نوع سیستم توان تولیدی مزایا معایب

جدول : مقایسه هزینه های نصب و بهره برداری و مشخصه های کاری سیستم های مختلف

سیستم CHP

فاکتور مورد ارزیابی توربین بخار

موتورهای پیستونی

توربین گاز میکروتوربین پیل سوختی

بازیافت حرارت

سابقۀ تاریخی

خصوصیات گرمایش ناحیه ای

– 1ارتقاء کارآیی انرژی

– 2تأمین حرارت مطمئن و انعطاف پذیری

-3محیط زیست

-4هزینه های کمتر

-5کاهش فضای اشغال شده در ساختمانها

– 6هزینه های پایین تر تعمیرات و نگهداری

– سیستم توزیع و انتقال حرارت

– میزان بخار و آب گرم تولیدی توسط موتورهای گازی

مراحل قانونی و اجرایی ایجاد یک نیروگاه گازی کوچک بصورت CHP

– مشروح مراحل گردشکار

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

تحقیق معماری رنسانس

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 23
حجم فایل 1.214 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

تحقیق معماری رنسانس

معماری رنسانس به معماری اروپا در سده‌های ۱۵ و ۱۶ میلادی (دورهٔ رنسانس) اطلاق می‌شود که از مشخصه‌های آن، نوزایی عناصر فرهنگی روم و یونان باستان بود.

رنسانس در ایتالیا

در تمامی دوره گوتیک در قرون میانه، زمانی که معماری در فرانسه و انگلیس با بنا ساختن کلیساهای اعظم غول پیکر با فضای داخلی فوق العاده که نمایانگر یکی از نقاط اوج نبوغ معماری اروپایی است، تحت غلبه اجرای معماری در عظیم ترین مقیاسهای تاریخ غرب بود، معماری ایتالیایی امری بی اهمیت و نسبتاً کوچک محسوب می شد. هرچند معماری گوتیک در ایتالیا وجود داشت اما به نظر می رسد وسعت میدان دید، نبوغ و ابهت معماری دولتشهرها از آن فراتر رفت. دوره رنسانس توسعه یک معماری جدید را از قرن پانزدهم تا قرن شانزدهم تجربه کرد که اولین نمونه معماری مدرن بود. زمانی که ما به ساختمانهای دوره رنسانس نگاه می کنیم در نظرمان آشنا هستند تقریباً چنان که گویا آنها یکصد سال پیش ساخته شده اند. زبان معماری که بوسیله معماران رنسانس ایتالیا ابداع شد تبدیل به زبان معماری غالب دنیای جدید شد که تنها با ظهور معماری مدرن در قرن بیستم کنار گذاشته شد.

معماران دوره رنسانس معماری خود را تا حدودی در نتیجه علاقه احیا شده خود نسبت به ویرانه های روم و یونان، از طریق بازیابی متون کلاسیک درباره معماری و به خصوص ده کتاب نویسنده رومی، ویتروویوس که درباره معماری نگاشته شده بود اخذ کردند. آنان همچنین اشکال جدید و زبان دیداری جدیدی ابداع کردند که از دوره کلاسیک منشعب نشده بود. بتدریج معماران، اومانیستها و نقاشان دوره رنسانس (معماری در رنسانس به عنوان یک هنر کامل و فراگیر تلقی می شد) اندیشه ای جدید درباره فضای عمومی ابداع کرد که در آن جامعه احساس افتخار و ارجمندی کند و جامعه در مقیاسی که تمام شهر را در بر می گیرد تنظیم و ترتیب یابد

در دوره رنسانس معماری به عنوان هنر عالی در نظر گرفته می شد. نظریه پردازان بر این باور بودند که طراحی معماری مانند همه هنرها از تجربه انسانی بر می خیزد اما معماری همچنین نمایانگر عالیترین دستاوردهای هنری ممکن برای بشریت بود. اما معماری چنان که امروز تلقی می شود یک حرفه تخصصی تلقی نمی شد. طراحی معماری بوسیله معماران حرفه ای، نقاشان، مجسمه سازان (از قبیل میشل آنجلو)، اومانیستها، بنایان و افراد آماتور ساده با صرف زمان و هزینه بسیار انجام می شد

هنر طبق چیزی که در نهایت از کتابهای ویتروویوس درباره معماری اخذ شده بود مبتنی بر هفت اصل بود. مهمترین اصل در این میان تقارن بود و این به آن معنا بود که بخشهای مختلف بایستی از نظر هندسی متعادل باشند. در اولین نمونه های معماری رنسانس نوعی شیدایی برای نظم و تقارن وجود دارد. علاوه بر این بخشهای مختلف یک کلیت معماری باید مطابق و هماهنگ با یکدیگر باشند که در نظریه معماری به این موضوع حالت و مزاج بنا گفته می شد. با این حال با توسعه معماری، طراحان شروع به طغیان علیه سخت گیریهای نظریه ویتروویوسی کردند. در دهه 1530 به خصوص در کارهای میشل آنجلو، معماران شروع به رفتاری دیوانه وار درباره عدم تقارن و استفاده از مخلوطی به شدت نامنظم از عناصر معماری کردند. این شیوه طغیانگر معماری با نام معماری صاحب سبک و براساس پدیده ای مشابه در نقاشی رنسانس نامگذاری شد

برونلسکی

به طور معمول ابداع شیوه منحصر به فرد ایتالیایی در معماری رنسانس به فیلیپو برونلسکی (1377-1466) نسبت داده می شود. او همچنین ابداعگر اصول زاویه دید خطی در طراحی و نقاشی شمرده شده است. در سال 1419 او مأموریت یافت گنبد کلیسای اعظم فلورانس را که بنای آن در سال 1296 آغاز شده بود بسازد. در سال 1419 ساختمان همچنان ناتمام باقی مانده بود زیرا هیچ کس به درستی درباره چگونگی ساخت گنبد نمی توانست تصمیم گیری کند. برونلسکی مشکل را با ابداع نوع جدیدی از گنبد حل کرد. گنبد برونلسکی به جای حالت نیمکره ای، هرمی و مرتفع بود. گنبد هشت وجه داشت و برونلسکی در خارج گنبد در مرز وجه های مجاور قوسهایی سفید رنگ ساخت تا توجه را به این هشت وجه جلب کند. این اولین گنبدی بود که از زمان دوره کلاسیک تا آن زمان ساخته شده بود که به طور عمده کارکردی خارج ساختمانی به جای کارکردی داخل ساختمانی داشت. در معماری قرون وسطی، گنبدها به نحوی طراحی می شدند تا از داخل مجموعه بنا قابل دید باشند. با این حال گنبد برونلسکی از تمامی فلورانس قابل مشاهده بود و در حقیقت هنوز امروز هم بر منظره هوایی شهر تسلط دارد. در اینجا چندین ابتکار مطرح است: طراحی با هشت وجه توجه را به بخشهای هندسی و تقارن آن جلب می کند و به این ترتیب شاید گنبد برونلسکی بهترین نمونه از اصل تقارن در معماری رنسانس باشد. این تقارن چیزی بود که ویتروویوس، معمار کلاسیک آن را عالیترین فضیلت یک معماری تلقی می کرد. این گنبد همچنین با توجه کردن به فضای عمومی، همچنان که یک پدیده معماری داخلی است یک پدیده معماری خارجی نیز محسوب می شود و به عنوان مرکز ثقل دیداری در زندگی شهری فلورانس عمل می کند

قرن پانزدهم

قرن پانزدهم شاهد افزایش قابل توجه طرحهای معماری نه تنها در ثروتمندترین شهرها از قبیل فلورانس بلکه در سراسر ایتالیا بود. اصول ویتروویوسی تقارن و نظم تقریباً در تمامی طرحها به کار گرفته می شد. علاوه بر این ابداع برونلسکی درباره زاویه دید، که یک روش و ابزار نگارگری بود، شیوه ساختن بنا را بوسیله معماران ایتالیایی تغییر داد. معماری رنسانس قرن پانزدهم در غلبه سطوح مسطح و خطوط مشخص و قدرتمند بود و بر این اصول معماری تأکید می کرد.

اقسام ساختمانها در حال افزایش بود. علاوه بر ساختمانهای معمول قرون وسطی از قبیل کلیساها، کلیساهای کوچک و بیمارستانها، طراحان رنسان دو نوع جدید از ساختمان را خلق کردند: ویلا و پالازو. ویلا خانه ای اعیان نشین در ییلاقات خارج از شهر بود که شهروندان ثروتمند و قدرتمند مانند خاندان دمدیسی در آن زندگی می کردند. معماران رنسانس شکل اولیه مزارع استحکام بندی شده اشرافی را در قالب ویلا تبدیل به خانه هایی با فضاهای وسیع، راحت و دلپذیر ساختند. ویلا با پالازو یا خانه شهری نسبت داشت. اینها خانه هایی بودند که افراد ثروتمند و قدرتمند زمانی که از شهر بازدید می کردند در آن سکونت داشتند. در قرن سیزدهم این گونه پالازوها ساختمانهایی کم اهمیت و باریک بودند که طبقه اول آنها به عنوان مغازه به اجاره داده می شد. قرن پانزدهم شاهد ظهور پالازوهای بزرگ، وسیع و درخوری بود که تمامی طبقات به فضاهای زندگی اختصاص داده شده بود. باز هم معماران به جنبه های بیرونی این پالازوها علاقه مند بودند. آنها ساختمانهایی هم خصوصی و هم عمومی بودند. از جنبه عمومی و براساس ظواهر خارج آنها، این ساختمانها بیانگر ثروت و قدرت صاحبان خود بودند.

در کنار برونلسکی، مهمترین معمار این دوره لئون باتیستا آلبرتی بود که همچنین یک نظریه پرداز مهم سیاسی و اومانیست مدنی بود. او بیشتر به خاطر آثارش درباره معماری شناخته شده است. او در این کتابها نظریه ای درباره طراحی شهری و فضای عمومی ترسیم می کند. شهر آرمانی او آکنده از ساختمانهای مجزا و باشکوهی هستند که همگی به طور کامل در تعادل با یکدیگر هستند. در حالی که برونلسکی ابداعگر زبان معماری رنسانس تلقی می شود، آلبرتی عموماً به عنوان کامل کننده آن از نظر تقارن و حالت ساختاری شمرده می شود.

معماری صاحب سبک

همچون نقاشی و مجسمه سازی، علاقه به معماری و طراحی آن منجر به نوعی از معماری شد که در آن اصول و روشهای طراحی تبدیل به زبان غالب بناها و ساختمانها شد. معماری صاحب سبک، که به نحو نزدیکی با هنر صاحب سبک معاصر بود، به خصوص از طریق ناهمخوانی و پریشانی دیداری توجه را به طراحی هر کدام از عناصر جلب می کند. اولین استاد شیوه صاحب سبک در معماری، میشل آنجلو بوناروتی بود که معماریش با ابزارهای اغتشاش آمیز و متضاد پر شده است. به عنوان نمونه در کتابخانه لونتین او ستونها را به جای این که در محل خود و در برابر دیوار ها قرار دهد در داخل تورفتیگهایی از دیوارها تعبیه کرد. این ستونها چنان که باید این گونه باشد تا کف ادامه پیدا نمی کنند، بلکه چندین پا بالاتر از کف متوقف می شوند.

به این ترتیب معماری صاحب سبک اصول ویتروویوسی تطابق و تقارن را واژگونه می سازد. در ساختمانهای صاحب سبک تنشی بین نظم و بی نظمی و بین کارایی و بلااستفادگی وجود دارد. اینها همه در جهت جلب توجه به این حقیقت است که معماری نوعی تدبیر، اثر هنری و مصنوعی می باشد. در اینجا ما ریشه های معماری پست مدرن را با تأکیدی که بر عدم تناسب و عدم کارایی دارد می بینیم. با این حال فعالان صاحب سبک هیچ گاه به طور کامل ویتروویوس را رها نکردند. ساختمانهای صاحب سبک هنوز هم تا حدود زیادی متناسب و با طراحی منسجمی هستند. این ساختمانها هرچند یک سطح متقارن متین را نمایش نمی دهند اما توجه ما را به استفاده از عناصر مختلف معماری جلب می کنند.

دوره‌های زمانی

• معماری رنسانس آغازین ۱۲۰۰-۱۴۰۰ م

• معماری رنسانس میانی ۱۴۰۰-۱۵۰۰ م

• معماری رنسانس پیشرفته ۱۵۰۰-۱۶۰۰ م

آثار برجسته

• گنبد کلیسای فلورنس (سانتا ماریا دلفوره)

• گنبد کلیسای فلورنس (سانتا ماریا دلفوره)

• تپه کاپیتول (کاپیتولینه)

• کلیسای سن پیتر

• بیمارستان کودکان سرراهی۱۴۲۴-۱۴۱۹ م)

• دهلیز کتابخانه لورنس

• تمپیه تو (۱۵۰۲-۱۵۰۳م)

• کلیسای سانتا ماریا دله کارچری (۱۴۵۸)

• ویلای روتوندا

• کلیسای سانتواسپیریتو

• کاخ شامپور(۱۵۱۹ م)

• معبد مالاتستایی (سان فرانچسکو)

معماران مشهور رنسانس

1. آلبرتی : از کارهای مشهور او کلیسای سن آندئا -سن فرانچسکو و ویلای روچلای است .او 20 الی 30 اثر مشهور دارد که یکی دیگر از آثار او کلیسای سانتانوولا می باشد.

2. فیلیپو برونلسکی: اولین ساختمان مربوط به رنسانس را ساخته و حرفه اصلی او طلاسازی است. ولی قشنگترین گنبد دوره رنسانس را درست کرده که دومین گنبد بزرگ دنیاست .(گنبد بزرگ کلیسای کاتدرال یا جامع فلورانس که خود کلیسا مال دوره گوتیک است ولی گنبد آن در دوره رنسانس ساخته می شود و اولین سازه رنسانس است .اسم این کلیسا سانتا ماریادلافیوره است که الگو و نماد شهر فلورانس است که گنبدی 8ضلعی به رنگ سفید و آجری است .خود گنبد آجری است و زه های آن سفید رنگ است .دهانه ی این گنبد 42 متر است که بعد از پانتئون که 43 متری است بزرگترین گنبد ساخته شده در جهان بود).

از کارهای دیگر برونلسکی ساخت بیمارستان برای کودکان یتیم است و همینطور ساخت نمازخانه ای به نام پاتزی  pazzi chapel

این 3 مورد از بهترین کارهای برونلسکی است .کارهای او کاملا شبیه کارهای روم و یونان است و در کارهای او طاق و قوسهای زیادی وجود دارد او در ساخت کلیسا از سنتوری بزرگ و یک قوس بزرگ در ورودی استفاده می کند.

3-کارلو مادرنو :کلیسایی به نام سانتا سوزانا را طراحی می کند در این کلیسا و کلیسای سانتا نوولا ما ترکیبی ریاضی داریم به نام تناسب طلایی .همان تناسب طلایی یونان باستان

اثر دیگر کارلو مادرنو گنبد کلیسای سن پیتر است که پاپ در آنجا ست این کلیسا که در واتیکان قرار دارد شکل صلیبی داشته و در آتش سوزی از بین می رود و در قرن 15 دوباره ساخته می شود.

گنبد این کلیسا را کارلو مادرنو شروع کرد ولی نتوانست ادامه دهد.

4-دوناتو برامانته :یک کاخ به نام فارنزه ساخته که آن را به اتمام نتوانست برساند و میکل آنژ آن را تمام کرد و یک ساختمان دارد با نماد پیشرفت به نام تمپیتو که گنبدی پایه دار است و زیر آن ستون وجود دارد.

گنبد تمپیتو الگوی ساخت کلیسای سن پیتر می شود .

5-میکل آنژ: از کارهای او طرح اصلی سن پیتر و میدان کامپید ولیو (کاپیتل )در واتیکان است و تمام مجسمه ها ی جلوی سن پیتر و میدان کاپیتل کار میکل آنژ است .

6-رافائل :او بیشتر نقاش و مجسمه ساز است تا معمار .یعنی بیشتر کارهای نقاشی و مجسمه سازی می کرده .

7-لئوناردو داوینچی: مثل میکل آنژ از نابغه های این دوران است .رنسانس یک هنر واقعی و رئالیستی است .و دوران ظهور نوابعی که قبلا وجود نداشته .

داوینچی نمونه یک نابعه است معمار-شهرساز-نقاش-مجسمه ساز-طبیب -ریاضی دان -مخترع -منجم

او اولین طرح شهرسازی برای هدایت آب و فاضلاب را داد و بهترین نقاشیها و مجسمه سازی ها کار اوست .اولین دوچرخه را ساخته .

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

معماری دیکانستراکشن 30 ص

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 29
حجم فایل 26 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

معماری دیکانستراکشن 30 ص

مقدمه

 

در بررسی آثار معماری در ادوار مختلف تاریخ می‌توان به رابطه‌ی مستقیم و عمیق بین نحوه‌ی نگرش و ایدئولوژی بشر نسبت به هستی و اعتقادات او و به طور كلی آن چه را فرهنگ می‌نامیم و آنچه كه به عنوان اثر معماری عرضه می‌نماید پی برد.

به این معنی كه نحوه ی تفكر و تفسیرانسان از هستی در شكل‌گیری معماری او به شدت تأثیرگذار بوده است. به عبارت دیگر آن چه به عنوان كالبد معماری شكل می‌گیرد، متأثر از كیفیات روحی است، كه خالق آن اثر مدنظر داشته است درست به مثابه‌ی نقاشی كودكی كه از روی آن می‌توان به نحوه تفكر و حالات روانی كودك در هنگام خلق نقاشی‌اش پی برد.

مقارن با تحولات عظیمی كه در چند قرن اخیر در حوزه‌ی تفكر صورت گرفته است، معماری نیز دستخوش دگرگونی‌هایی گردیده كه باز خورد آن را می‌توان در تعدد سبك‌ها مشاهده كرد. به این معنی كه، این معماری است كه آن تفكرات را توصیف می‌كند.

هر تفكر جدید و یا نظریه ی علمی تازه باعث ایجاد سبكی نو در معماری شده است.

مطالعه حاضر، كه به عنوان تحقیق درس «آشنایی با معماری معاصر» صورت گرفته است در نهایت چنین نتیجه‌ی كلی را استنباط نموده است.

در این مطالعه، ابتدا مقدمات فلسفی مرتبط با موضوع بررسی شده، آنگاه در بخش دوم و سوم به تعریف سبك‌های دیكانستراكشن و فولدینگ در معماری پرداخته شده و بخش چهارم به مقایسه‌ی این دو سبك اختصاص یافته است.

در بخش پنجم نیز نتیجه‌گیری و جمع‌بندی موضوعات مورد بحث درج گردیده و نهایت آن كه فهرست منابع مورد استفاده در پایان آورده شده است.

باید توجه كرد كه در جای جای این تحقیق به ویژه در بخش‌های مقایسه و نتیجه‌گیری از برداشت‌های فردی استفاده شده است.

به این معنا كه پس از مطالعه منابع، آنچه به عنوان برداشت فهمیده شده درج گردیده است.

«هرچند كه در بعضی از موارد از نقل قول‌های مستقیم نیز استفاده شده است»

 

 

بخش اول – مقدمات فلسفی 

 

قبل از بررسی ویژگی‌های معماری دیكانستراكشن (Deconstruction) و فولدینگ (folding) ابتدا باید به فلسفه‌ای كه این دو نوع معماری از آن ملهم گردیده اشاره كنیم.

فلسفه ی هر دو نوع سبك شباهت‌های بسیار زیادی دارد و اندك تفاوت بین فلسفه ی آن‌ها در بخش چهارم (به عنوان تفاوت دو سبك) آورده شده است.

مكتب ساختارگرایی (ساخت‌گرایی – structuralism) كه در نقطه‌ی مقابل با دیكانستراكشن قرار دارد، به عنوان یك روش تجزیه و تحلیل، در ابتدا توسط فردیناند سوسور (F. Desaussure – 1857 – 1913) در زبان شناسی وارد و گسترش پیدا كرد.

ساخت گرایی ریشه‌های خودش را به طور مستقیم در هرمنوتیك دارد.

هرمنوتیك كه در آن به بررسی شناخت و فهم و تفسیر متن می‌پردازد، ابتدا در زبان شناسی مطرح بود، اما در فلسفه، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی نیز گسترش یافت. در اینجا متن دیگر متن موردنظر زبان شناسان نیست بلكه متن به مثابه‌ی هستی و پدیده‌های عالم است.

ساخت‌گرایان در هر پدیده، عناصری مرتبط با یكدیگر مشاهده می‌كنند و در پی بررسی‌ قوانین حاكم بر این روابط هستند.

پیدا كردن ساخت‌ها در مواردی مانند قواعد خویشاوندی، اساطیر، مناسك اجتماعی، هنرها، تغذیه و… هدف اصلی ساخت‌گرایان است.

از دیدگاه ساخت‌گرایان پدیده‌های انسانی در حكم مجموعه عناصری هستند كه تحت تأثیر قوانین حاكم بر آن پدیده‌ها، با یكدیگر در رابطه هستند.

به عبارت دیگر وقوع پدیده‌ها (پدیده‌های انسانی) از ساحت ناخودآگاه انسان( رویدادهایی كه به ظاهر فراموش شده‌اند اما ناخودآگاه در ذهن باقی می‌مانند و زندگی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهند، علت‌هایی كه وجود دارند، اما آشكار نیستند.) نشئت می‌گیرد و چون انسان در انجام این امور آگاهانه عمل نمی كند با بررسی این پدیده‌ها (و حالت تكراری حاكم بر آن‌ها) می‌توان قوانینی استخراج كرد كه در موارد مشابه هم صادق باشند. (استدلال استقرایی) به طور خلاصه ساخت‌گرایی یك نظریه‌ی روش شناختی است كه در آن می‌توان هر مسأله‌ای را مورد بررسی قرار داد و قوانین حاكم بر آن مسائل را استخراج و از آن قوانین در جهت پیش‌بینی مسائل بهره جست.ساختار گرایان معتقدند ، بخش بزرگی از آگاهی های ذهن بشر به صورت نا خوداگاه است ، به دیگر سخن مفاهیمی در زندگی اقوام گذشته وجود داشته ، که در زندگی انسان معاصرهم وجود دارد وما از این مفاهیم بعنوان ((کهن الگوها )) یاد می کنیم .

ساخت‌گرایی، نقدی بر فلسفه و اندیشه مدرن بود كه در آن تمامی پدیده‌های انسانی از دیدگاه عقل بشر مورد بررسی قرار می‌گرفت و نقش عوامل ناخودآگاه (مانند تأثیرات فرهنگ، قومیت و..) در بررسی آن پدیده‌ها نادیده گرفته می‌شد.

از سوسور زبان شناس سویسی و استراوس (claude levistrauss – 1908-    ) مردم شناس فرانسوی می‌توان به عنوان نظریه پردازان این مكتب نام برد.

در نیمه‌ی اول قرن بیستم، از سوی ژان پل سارتر (1980 – 1905) فیلسوف فرانسوی فلسفه‌ی( اصالت وجود) (اگزیستانسیالیسم) مطرح گردید.

سارتر معتقد بود هر فرد ماهیت خویش را شكل می‌دهد، هیچ دو فرد یا پدیده‌ی مشابهی وجود ندارد و بنابراین تجزیه و تحلیل ساختی كه مبتنی به روش استدلال استقرایی (كشف قوانین و نظم موجود در پدیده از طریق مشاهده و بررسی تكرار آن‌ها) است مردود است.

به این ترتیب فلسفه اصالت وجود (به مثابه‌ی پایه مكتب دیكانستراكشن) نیز ریشه در هرمنوتیك و نحوه‌ی تفسیر پدیده‌ها دارد با این تفاوت كه پیروان ساختارگرایی معمولاً متن مداراند، یعنی به متن توجه می‌كنند تا مؤلف آن ولی پیروان مكتب دیكانستراكشن مفسرمداراند، به این مفهوم كه بیان می‌دارند هر فردی (مفسری) می‌تواند تفسیری متفاوت از یك متن واحد داشته باشد. یعنی به تعداد افراد (مفسران) از یك متن، تفسیر وجود دارد (كثرت معانی).

مكتب فكری دیكانستراكشن كه اساس خود را از فلسفه‌ی اصالت وجود دارد توسط ژاك دریدا  (      -(Jaceques Derrida -1930 فیلسوف معاصر فرانسوی پایه‌گذاری شد .

دریدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است چون فرهنگ و شیوه‌های قومی هر لحظه تغییر می‌كنند، پس روش ساختارگراها كه مبتنی بر مطالعه ی تكرارها است صحیح نیست.

به عقیده دریدا یك متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشكار نمی‌كند و هر خواننده و یا هركس آن را قرائت می‌كند (در اینجا مفسر)، می‌تواند دریافت متفاوتی از قصد و هدف مؤلف آن داشته باشد. به عبارت دیگر یك متن معنی واحدی ندارد و كثرت معانی (به تعداد مفسران) در مورد آن درست است پس چون تكرار و مشابهت در كلیه متون وجود ندارد روش استقرایی ساختارگرایان مورد سوال است، به همین دلیل در بینش دیكانستراكشن ما در یك دنیای چند معنایی زندگی می‌كنیم.

از نظر دریدا در تقابل‌های دوتایی چون روز و شب، زن و مرد، تقارن و عدم تقارن و… یكی بر دیگری ارجحیت ندارد. چون هر فرد می‌تواند برداشتی متفاوت از معنای این تقابل‌ها داشته باشد.

به طور كلی در این مكتب بیان می‌شود كه هیچ تفسیر نهایی از پدیده‌ها وجود ندارد.

نكته‌ی حائز اهمیت آن است كه تعریف مشخصی از دیكانستراكشن وجود ندارد، زیرا هر تعریفی از آن می‌تواند مغایر با خود دیكانستراكشن تفسیر شود، چون هر فردی به طور مجزا می‌تواند تفسیرهای خودش را از یك تعریف داشته باشد.

چون عده‌ای از خود ساختارگرایان با عقاید ساختارگرایانه به مخالفت برخاستند، و به دیكانستراكشن متمایل گردیدند از این رو به مكتب دیكانستراكشن «پساساختارگرایی» نیز گفته می‌شود.

به طور خلاصه ساختارگرایان معتقدند :

با استفاده از استدلال استقرایی و بررسی نظم پدیده‌های مشابه و تكراری می‌توان روابط پدیده‌ها را كشف كرد و چون همه‌ی اعمال انسان از ضمیر ناخودآگاه او شكل می‌گیرد این تكرار و نظم در پدیده‌های انسانی وجود دارد.

دیكانستراكشن‌ها معتقدند:

هر پدیده و هر متنی، ماهیت مستقل خود را دارد و هیچ دو فرد یا پدیده‌ی مشابه و تكراری وجود ندارد. پس به تعداد مفسران یك متن، تفسیر از آن متن وجود دارد و معانی یك متن متكثرند و در تقابل‌های دوتایی یك معنی بر معنی دیگر ارجحیت ندارد.

 

 

 

بخش دوم- معماری دیكانستراكشن 

دیکانستراکشن در فارسی به ساختار زدایی ، شالوده شکنی ، واسازی ، بنیان فکنی ، ساختار شکنی و بن فکنی ترجمه شده است . شاید این کثرت اسامی به دلیل آن باشد که دیثکانستراکشن یک نگرش چند وجهی و چند معنایی به دال و مدلول و هر نوع متنی دارد .
از آنجایی که مبانی دیکانستراکشن مستقیما از فلسفه دیکانستراکشن استخراج شده و به لحاظ آشنایی نسبتا اندک معماران با فلسفه این مکتب ، برای استنباط معماری دیکانستراکشن ، ابتدا لازم است فلسفه دیکانستراکشن و مهم تر از آن ، زمینه های نظری این نحله فکری تبیین شود.
در نیمه اول قرن بیستم مهم ترین مکتبی که ادامه دهنده فلسفه مدرن محسوب می شد ، فلسفه اصالت وجود بود . ژان پل سارتر ( 1980 – 1905 ) فیلسوف فرانسوی  ، پایه گذار این مکتب است . او خرد گرایی مدرن ، که توسط دکارت ، کانت و سایر بزرگان مدرن مطرح و تبیین شده بود ، را اساس فلسفه خود قرار داد . سارتر معتقد  به خرد گرایی استعلایی ( Transendental Mind  ) است . از نظر وی ، ” فرد ماهیت خویش را شکل می دهد و نباید از این عامل در مسیر شخصیت فرد غافل ماند … سارتر آزادی بی قید و شرط را از امکانات ذهن آدمی دانست . به نظر او آدمی آزاد است هر چه می خواهد اختیار کند و به همین جهت است که باید او را مسئول انتخاب های خود دانست . “
از نیمه دوم قرن اخیر ، فلسفه مدرن و مکتب اصالت وجود و خرد باوری از طرف مکتب جدیدی به نام مکتب ساختارگرایی مورد پرسش قرار گرفت . این مکتب در ابتدا توسط فردیناند دو سوسور ، زبان شناس سوییسی و لوی استراوس ، مردم شناس فرانسوی ، مطرح شد . ساختارگرایی واکنشی در مقابل خرد استعلایی و ذهنیت مدرن است . ساختارگراها معتقدند که عاملی مهم تر از ذهن وجود دارد که پیوسته مورد بی مهری قرار گرفته و آن ساختار زبان است . از نظر اندیشمندان ساختارگرا ، می باید ساختارهای ذهن بشری را مطالعه کنیم و این ساختارها بسیار مهم هستند . ساختار ذهن مبنایش زبان است . انسان بوسیله زبان با دنیای خارج مرتبط می شود .
اگر به عقیده دکارت همه چیز آگاهانه شکل می گیرد ، به نظر استراوس ، ساختارهای فرهنگ ، اساطیر و اجتماع آگاهانه نیست ، همه آنها در ساحت ناخود آگاه شکل می گیرد و مولفی ندارد . استوارس استیلای سیصد ساله ذهن استعلایی را زیر سوال برد . اگر از دوره دکارت ، انسان موجودی است خردورز ، از نظر استوارس موجودی است فرهنگی و ماهیت انسان در بستر فرهنگ شکل می گیرد . لذا جهت رهیافت به ماهیت بشر ، باید زبان ، فرهنگ و قومیت را مطالعه کنیم .به طور کلی ، ” روش ساختارشناسی ، یافتن و کشف قوانین فعالیت بشری در چهار چوب فرهنگ است که با کردار و گفتار آغاز می شود . رفتار و کردار نوعی زبان است . به همین دلیل ساختارگراها ، ساختار های موجود در پدیده ها را استخراج می کنند . ” چنانچه ژان پیاژه ( 1980- 1896 ) ، روان شناس فرانسوی ، مطالعات وسیعی در مورد ساختارهای رشد ذهن کودک و شخصیت کودک انجام داد .
مکتب دیکانستراکشن که یکی از شاخه های مهم فلسفه پست مدرن محسوب می شود ، نقدی به بینش ساختارگرایی و همچنین تفکر مدرن است .
مکتب دیکانستراکشن توسط ژاک دریدا (    – 1930 ) ، فیلسوف معاصر فرانسوی ، پایه گذاری شد . دریدا با ساختارگراها مخالف است و معتقد است که وقتی  ما به دنبال ساختارها هستیم از متغیر ها غافل می مانیم ، فرهنگ و شیوه های قومی هر لحظه تغییر می کند ، پس روش ساختارگراها نمی تواند صحیح باشد . دریدا از سال 1967 ، یعنی زمانی که سه کتاب او منتشر شد ، در مجامع روشنفکری و فلسفی غرب مطرح گردید . این سه کتاب عبارتند از :
گفتار و پدیدار ، نوشتار و دیگر بودگی و نوشتار شناسی .
از نظر دریدا فلسفه غرب دچار نوعی ورشکستگی است و در حال حاضر پویایی خودش را از دست داده است .
به عقیده دریدا ، یک متن هرگز مفهوم واقعی خودش را آشکار نمی کند ، زیرا مولف آن متن حضور ندارد و هر خواننده و یا هر کس که آن را قرائت کند ، می تواند در یافتی متفاوت از قصد و هدف مولف داشته باشد . ” نوشتار مانند فرزندی است که از زهدان مادر ( مولف ) جدا شده . هر خواننده ای می تواند برداشت خود را داشته باشد . “
از نظر دریدا ، نوشتار ابزار خوبی برای انتقال مفاهیم نیست و یک متن هرگز دقیقا همان مفاهیمی را که در ظاهر بیان می کند ندارد . متن به جای انتقال دهنده معنا ، یک خالق است . به همین دلیل در بینش دیکانستراکشن ، ما در یک دنیای چند معنایی زندگی می کنیم . هر کس معنایی و استنباطی متفاوت با دیگران از پدیده های پیرامون خود قرائت می کند .
تقابل دوتایی موضوع دیگری است که دریدا نقد کرده است . تقابل های دوتایی همچون روز و شب ، مرد و زن ، ذهن و عین ، گفتار و نوشتار ، زیبا و زشت و نیک و بد همواره در فلسفه غرب مطرح بوده است . از زمان افلاطون تا کنون همواره یکی بر دیگری برتری داشته است. ولی به نظر دریدا هیچ ارجحیتی وجود ندارد . او این منطق سیاه و سفید و مسئله یا این یا آن را رد مردود می داند .
به عنوان مثال ، در فلسفه غرب همیشه گفتار بر نوشتار به دلیل حضور گوینده ارجحیت داشته است . ولی به عقیده دریدا ، معنای متن را گوینده تعیین نمی کند ، بلکه شنونده و یا خواننده متن است که با توجه به ذهنیت و تجربه خود این معنا را که می تواند متفاوت از منظور و غرض گوینده یا مولف باشد مشخص می کند . لذا لزوما گفتار بر نوشتار ارجح نیست .
باید عنوان شود که تعریف دقیق و مشخصی از دیکانستراکشن وجود ندارد ، زیرا هر تعریفی از دیکانستراکشن می تواند مغایر با خود دیکانستراکشن تفسیر و تاویل شود .

خود دریدا می گوید : ” دیکانستراکشن کردن یک متن به معنای بیرون کشیدن منطق ها و اسنتباطات مغایر با خود متن است . در واقع گسترش درک مجازی است . “
به طور کلی دیکانستراکشن نوعی وارسی یک متن و استخراج تفسیرهای آشکار و پنهان از بطن متن است . این تفسیرها و تاویل ها می تواند با یکدیگر و حتی با منظور و نظر پدید آورنده متن متناقض و متفاوت باشد . لذا در بینش دیکانستراکشن ، آنچه که خواننده استنباط و برداشت می کند واجد اهمیت است  و به تعداد خواننده ، برداشت ها ، استنباطات گوناگون و متفاوت وجود دارد . خواننده معنی و منظور متن را مشخص می کند و نه نویسنده . ساختاری ثابت در متن و یا تفسیری واحد از آن وجود ندارد . ارتباط بین دال و مدلول و رابطه بین متن و تفسیر شناور و لغزان است .
شخصی که این مباحث فلسفی را وارد عرصه معماری نمود ، پیتر آیزنمن، معمار معاصر آمریکائی است . آیزنمن نه تنها با مقالات و سخنرانی های خود ، بلکه با فضاها ، کالبدها و محوطه سازی های متعددی که ساخته ، فلسفه دیکانستراکشن را به صورت یکی از مباحث اصلی معماری در طی دهه هشتاد میلادی در آورد .
آیزنمن در مقاله ای به نام ” مرز میانی ” ، هم فلسفه مدرن و هم معماری مدرن را به باد انتقاد گرفت . از نظر وی ، معماری مدرن بر اساس علم و فلسفه قرن نوزده بنا شده است . به عقیده آیزنمن ، بحث ارزشی هگل در مورد تز ، آنتی تز و سنتز ، دیگر در جهان امروز کاربرد ندارد . فیلسوفان پست مدرن مانند نیچه ، فروید ، هایدگر و دریدا رابطه ما را با جهان هستی عوض کرده اند .
علم قرن نوزدهم و یقین علمی آن دوره دیگر اعتبار خود را از دست داده است . قوانین جدید فیزیک مانند قانون نسبیت آلبرت اینشتین و اصل عدم قطعیت ورنرهایزنبرگ ، دریافت ما را از جهان پیرامون تغییر داده است .
لذا اگر معماری یک علم است باید این معماری بر اساس علم و فلسفه امروز و دریافت کنونی ما از خود و محیط اطراف باشد . معماری امروز ما باید از علم و فلسفه قرن نوزده گذر کند و خود را با شرایط جدید منطبق سازد . همچنان که معانی ، مفاهیم و نمادها در علم و فلسفه عوض شده ، در معماری نیز باید عوض شود .
آیزنمن معتقد است که مدرنیست ها مدعی هستند که مدینه فاضله را باید در آینده جست و جو کرد . پست مدرنیست ها نیز به دنبال این مدینه فاضله در گذشته هستند ، ولی معماری امروز باید این مدینه فاضله را در شرایط امروز پیدا کند . در این مورد وی از واژه ” Presentness  ” به معنای ” اکنونیت ” استفاده کرده و معتقد است که معماری در هر زمان و مکان باید اکنونیت داشته باشد . متعلق به زمان و مکان حاضر باشد .
برای رسیدن به شرایط فوق ، باید قوانین گذشته معماری را بر هم زد و از آنجایی که این قوانین قراردادی هستند و نه طبیعی ، لذا بر هم زدن آنها ممکن است . حقایق و نمادهای گذشته باید شکافته شود ( دیکانستراکت شوند ) و مفاهیم جدید مطابق با شرایط امروز از دل آنها استخراج شود .

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

تحقیق معماری دوره ساسانی

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 38
حجم فایل 1.512 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

تحقیق معماری دوره ساسانی

فهرست مطالب

مقدمه………………………………………………..  5

آتشکده فیروز آباد……………………………… …..  6

آتشکده بزرگ ساسانی………………………………  7

کاخ ساسانی-سروستان………………………………8

ویرانه های شهر بیشابور……………………………..9

نقش رجب…………………………………………….10

نقش رستم……………………………………………11

نقش شابور…………………………………………..13

تبه کوه خواجه……………………………………….15

طاق بستان…………………………………………..17

تخت سلیمان………………………………………….19

قلعه تخت سلیمان…………………………………….20

طاق کسری………………………………………….22

آتشکده چهار طاقی…………………………………25

چهارقابو-قصر شیرین……………………………….27

آتشکده ساسانی-نطنز……………………………..28

آتشکده ساسانی-خیرآباد………………………….29

لار………………………………………………….30

بل دختر…………………………………………….31

سنگ‌ نبشته‌ شاپور ساسانی‌مشگین‌شهر ………….32

قصر شیرین…………………………………………33

کوشک اردشیر…………………………………….34


مناطق تحت سلطه  
مقدمه 

نفوذ اسلام‌ در ایران‌، در نیمه‌ اول‌ قرن‌ هفتم‌ میلادی‌، پس‌ از فروپاشی‌ امپراتوری‌ ساسانی‌، روی‌ داد. از آن‌ پس‌دوره‌ جدیدی‌ در تاریخ‌ ایران‌ آغاز شد، كه‌ دگرگونی‌های‌ بنیادی‌ شدیدی‌ در اوضاع‌ اجتماعی‌، سیاسی‌، مذهبی‌، حكومت‌ و مردم‌ به‌ وجود آورد. ایرانیان‌ كه‌ از نابرابری‌های‌ اجتماعی‌ موجود در دوره‌ ساسانی‌ ناخشنود بودند، به‌سرعت‌ اسلام‌ را پذیرفتند و در اشاعه‌ و استغنای‌ فرهنگی‌ آن‌ كوشیدند. با وجود پذیرش‌ اسلام‌، ایرانیان‌ هرگز مخالفت‌ خود را با سلطه‌ خلفای‌ اموی‌ و عباسی‌ پنهان‌ نمی‌كردند و در برابر ستمگری‌های‌ حكومت‌های‌ اموی‌ و عباسی‌، جنبش‌های‌ استقلال‌ طلبانه‌ بسیاری‌ را برپا كردند. آنان‌ نیز برای‌ تضعیف‌ و سركوب‌ ایرانیان‌ كه‌ به‌طرفداری‌ از خاندان‌ پیامبر(ص‌) و برقراری‌ حكومت‌ بر اساس‌ امامت‌ به‌ پا خاسته‌ بودند، به‌ تقویت‌ عناصر غیر ایرانی‌ پرداختند. ادامه‌ جنگ‌های‌ فرسایشی‌ میان‌ فرمانروایان‌ محلی‌، قدرت‌ این‌ فرمانروایان‌ را تحلیل‌ برد و زمینه‌ را برای‌ تسلط‌ قوم‌های‌ بیگانه‌ آسیای‌ مركزی‌ مانند تركان‌ سلجوقی‌، مغول‌ها و تیموریان‌ فراهم‌ ساخت‌. در دوره‌ صفویان‌ دومین‌ امپراتوری‌ بزرگ‌ ایران‌ پاگرفت‌ و مذهب‌ تشیع‌ كه‌ تا آن‌ زمان‌ پیروان‌ آن‌ در محدودیت‌های ‌بسیار به‌ سر می‌بردند، رسمیت‌ یافت‌. خصلت‌های‌ پویای‌ مذهب‌ شیعه و‌ تعهدات‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ آن‌، استقلال‌ و هویت‌ ملی‌ ایران‌ را در برابر ضربات‌ سخت‌ و كوبنده‌ عثمانی‌ها با استواری‌ تمام‌ حفظ‌ كرد و ایران‌یك‌بار دیگر توانست‌ در مقابل‌ مدعی‌ِ تولیت‌ مسلمانان‌، به‌ عنوان‌ یك‌ نیروی‌ قدرتمند سیاسی‌- مذهبی‌ قد علم ‌كند. با انحطاط‌ و سقوط‌ صفویان‌، حكومت‌های‌ افشاریان‌ و زندیان‌ بر اریكه‌ قدرت‌ تكیه‌ زدند. پس‌ از حكومت ‌زندیان‌، عصر قاجاریان‌ آغاز می‌شود كه‌ در این‌ عصر نفوذ قدرت‌های‌ بیگانه‌ روس‌ و انگلیس‌ در ایران‌ توسعه‌ می‌یابد

دوران‌ هخامنشیان‌

 

۳۳۰ – ۵۳۳ ق‌.م‌

 

 

 

دوره‌ سلوكیان‌

 

۲۴۷ – ۳۳۰ ق‌.م‌

 

 

دوره‌پارتیان‌‌

 

۲۴۷ق‌.م‌ تا ۲۲۴ب‌.م

 

 

دوره‌ ساسانیان‌
 

 

۶۵۱۲۲۴ ب‌.م‌ 

 

 

حمله‌ عرب‌ به‌ ایران‌

 

۶۴۵ ب‌.م‌

 

 

دوره‌ امویان‌ و عباسیان‌‌

 

۹۳۲ – ۷۴۹ ب‌.م

 

 

دوره‌ صفاریان‌‌

 

۹۰۳ – ۸۶۶ ب‌.م

 

 

دوره ساسانی   224_651ب.م

 

آتشکده فیروزآباد 

 

 این‌ شهرستان‌ در یك‌ منطقه ‌كوهستانی‌ قرار گرفته‌ و آب‌ و هوای‌ آن‌ در نواحی‌ شمالی‌ معتدل‌ و در قسمت‌های‌ جنوبی‌ گرم‌ است‌. شهر كنونی‌فیروزآباد در 3 كیلومتری‌ جنوب‌ شرقی‌ محل‌ باستانی‌ گور (جور) واقع‌ شده‌ كه‌ به‌ دستور اردشیر بابكان‌ موسس‌سلسله‌ ساسانی‌ بناگردید. گور مركز ناحیه‌ اردشیر خوره‌ بود. عرب‌های‌ مسلمان‌ در سال‌ 28 یا 29 ه.ق‌ آنرا تصرف‌كردند. نام‌ فیروز آباد را در قرن‌ چهارم‌ هجری‌ عضدالدوله‌ دیلمی‌ بر روی‌ شهر گذاش 

 

آتشکده چهارطاقی(فیروز آباد)



 
 

 

آتشكده بزرگ ساسانی – فیروزآباد  

 

در 30 كیلومتری‌ جنوب‌ فیروزآباد، بقایای‌ بنایی‌ وجود دارد كه‌ احتمالاًبزرگترین‌ مجموعه‌ آتشكده‌های‌ ساسانی‌ است‌. دیوار خارجی‌ آتشكده‌ 85 متر طول‌ و 40 متر پهنا دارد. درون‌ این‌حصار، هنوز ساختمان‌های‌ آتشكده‌ و چارتاق‌ و منزل‌های‌ موبدان‌ و راهروهای‌ زیرزمینی‌ باقی‌ مانده‌اند

 

 


 

 

كاخ ساسانی – سروستان – شیراز

 

این‌ كاخ‌ در نه‌ كیلومتری‌ جنوب‌ غربی‌ سروستان‌ واقع‌ شده‌ و بنایی‌ بزرگ‌ است‌ كه‌ باسنگ‌ و گچ‌ ساخته‌ شده‌ و گنبدها، ایوآنها، اتاق‌ها و دهلیزهای‌ متعددی‌ دارد. بنا از آثار بهرام‌ گور یا بهرام‌ پنجم‌ساسانی‌ (38 – 420 میلادی‌) است‌ و مهرنوسی‌ وزیر معروف‌ او، آنرا ساخته‌ است‌. از سال‌ 1335 شمسی‌تعمیرات‌ مفصل‌ و اساسی‌ این‌ كاخ‌ انجام‌ شده‌ است‌. این‌ بنا در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران‌ به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.كاخ ساسانی – سروستان – شیراز

 

 


 

 

ویرانه های شهر بیشاپوركازرون 

 

این‌ شهر از مكان‌هایی‌ است‌ كه‌ به‌ همت‌ شاپور اول‌ ساخته‌ شده‌ و مشتمل‌ بر كاخ‌ها، آتشكده‌ای‌ بزرگ‌، سنگ‌ نبشته‌های‌ پهلوی‌ و بناهای‌ بسیاری‌ بوده‌ است‌. كاخ‌ اصلی‌ شهر تالاری‌ بزرگ‌ بادهلیزهای‌ بسیار و حیاط‌های‌ متعدد دارد. نقشه‌ تالار بزرگ‌ به‌ صورت‌ یك‌ محوطه‌ پهناور 20 ضلعی‌ است   ویرانه های شهر بیشاپور كازرون

 

 

نقش رجب – شمال تخت جمشید – مرودشت

 

 

 

در شمال‌ تخت‌ جمشید، نقش‌هایی‌ از اردشیر بابكان‌ و شاپور اول‌ در پس‌ رفتگی‌كوهستان‌ حجاری‌ شده‌ كه‌ به‌ نقش‌ رجب‌ معروف‌ است‌. این‌ نقش‌ دارای‌ سه‌ تصویر برجسته‌ از اردشیر بابكان‌،شاپور اول‌، علامت‌ خاندان‌ او و شخصیت‌های‌ بزرگ‌ دوره‌ اردشیر است‌

 

 

نقش رجب – شمال تخت جمشید – مرودشت 

نقش رستم – حاجی آباد – مرودشت  

در امتداد نقش‌ رجب‌ و در انتهای‌ كوهستان‌ حاجی‌ آباد، آثار تاریخی‌ مهمی‌ از دوره‌های‌عیلامی‌، هخامنشی‌ و ساسانی‌ وجود دارد كه‌ عبارتند از: نقش‌ برجسته‌های‌ مربوط‌ به‌ دوره‌ ساسانی‌ در پایین‌ كوه‌،آرامگاههای‌ شاهان‌ هخامنشی‌ بر بالای‌ كوه‌ و بنای‌ سنگی‌ چهارگوش‌ (كتیبه‌ زردشت‌) در سمت‌ راست‌ آن‌. كه‌حائز اهمیت‌ جهانگردی‌ می‌باشند. نقش‌ برجسته‌های‌ این‌ كوه‌ عبارتند از: نقش‌ اول‌ – تصویر نرسی‌ (296 تا 304 میلادی‌) پسر شاپور اول‌ رانشان‌ می‌دهد كه‌ حلقه‌ شهریاری‌ را از مظهرآناهیتا (ناهید) دریافت‌ می‌كند نقش‌ دوم‌ – این‌ حجاری‌ در زیر آرامگاه‌ داریوش‌ بزرگ‌ قرار دارد و مشتمل‌ بر دو مجلس‌ است‌ كه‌ شبیه‌ یكدیگرند.تصویر بالایی‌ (239 تا 276 میلادی‌) بهرام‌ دوم‌ را در جنگ‌ با دشمن‌ نشان‌ می‌دهد نقش‌ سوم‌ – صحنه‌ پیروزی‌ شاپور اول‌ (242 تا 271 میلادی‌) بر والدین‌ امپراطور روم‌ را نشان‌ می‌دهد. در این‌حجاری‌ شاپور اول‌ با كمال‌ براسب‌ نشسته‌ و والرین‌ امپراطور روم‌ در مقابل‌ او زانو زده‌ است‌. سیریادیس‌ یاكردیاس‌ (رقیب‌ والرین‌) حشمت‌ جلو اسب‌ ایستاده‌ و شاهنشاه‌ ایران‌ دست‌ به‌ سوی‌ او دراز كرده‌ است‌ و ظاهراًحلقه‌ فرمانروایی‌ كشور روم‌ شرقی‌ را به‌ وی‌ می‌سپارد. نقش‌ چهارم‌ – این‌ نقش‌، پیروزی‌ هرمز دوم‌ شهریار ساسانی‌ را نشان‌ می‌دهد كه‌ دشمن‌ خود را با اسب‌ بر روی‌ هم‌غلتانده‌ است‌. نقش‌ برجسته‌ شاپور دوم‌ یعنی‌ شاپور ذوالاكتاف‌ نیز بر بالای‌ این‌ نقش‌ قرار دارد نقش‌ پنجم‌ – پیروزی‌ بهرام‌ دوم‌ را بر دشمن‌ نشان‌ می‌دهد. نقش‌ ششم‌ – این‌ نقش‌، اهمیت‌ بسیار دارد.  یك‌ نفر تمام‌ قد ایستاده‌ و سمت‌ چپ‌ وی‌ یك‌ سر و صورت‌ دیده‌می‌شود نقش‌ هفتم‌ – نقش‌ حجاری‌ شده‌ مجلس‌ اردشیر بابكان‌ (226 تا 242 میلادی‌) است‌ كه‌ حلقه‌ شهریاری‌ را از مظهراهورا مزدا می‌گیرد.
   

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

معماری داخلی 14 ص

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 15
حجم فایل 652 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

تحقیق معماری داخلی

معماری داخلی

Interior Architecture

طراحی فضایی با انعطاف پذیری بالا و تنوع پذیر از لحاظ چیدمان و آرایش سطوح می تواند کارکرد های مختلفی را بپذیرد و این در حالی است که مخاطب احساس رضایت بیشتری از فضا خواهد داشت. استفاده از جدا کننده های سبک و قابل حمل، شفاف سازی، رنگ بندی های متناسب با نیاز های موجود، تنوع مصالح، توجه به نحوه قرار گیری و تعامل مابین فضاهای مختلف از جمله ویژگی هایی هستند که در کنار ساختار خاصی که برای یک پلان معماری در نظر گرفته شده است، می تواند بر غنای آن افزوده و حتی قسمتی از مشکلات آن را حل کند.

از طرف دیگر معماری داخلی به لحاظ معیارهای روانشناسی اهمیت بسیاری دارد. میزان امنیت، صمیمیت، شور و هیجان و آرامش موجود در یک فضا را با می توان با راهکارهای مناسب تشدید یا تضعیف کرد. هر کدام از انسان ها دارای تعلقات ذهنی و روحی خاصی هستند که پاسخگویی به نیازهای آنها در معماری داخلی اولویت قرار می گیرد، از این رو نگرشی علمی و راسیونال در کنار خلاقیت های هنری مطرح شده و یکی از مسائل مهم در این زمینه ایجاد تعامل و هماهنگی بین آنها است.
امروزه مبحث طراحی و دکوراسیون داخلی، اهمیتی خاص یافته و حتی به عنوان رشته ای مجزا تدریس می شود. الگوهای و ایده های مختلفی اعم از مدرن و کلاسیک، توسط طراحان این رشته به کار گرفته می شود و از محدودیت های معماری در زمینه اجرا، معمولا خبری نیست و می توان به ایده های بلند پروازانه ایشان تجسم بخشید، چه بسا به گونه ای میان گستره ای، موضوع فعالیت رشته های مختلف هنری از مجسمه سازی گرفته تا نقوش برجسته قرار گرفته میگیرد. پیشرفت تکنولوژی به سبب تسهیل در یکسری از مسائل تاسیساتی و اجرایی از یک طرف و تنوع و کارآیی بالا در محصولات عرضه شده، زمینه مساعد و کارآمدی را در سطح جامعه به وجود آورده است؛ بهانه ای که پرداختن به مقوله طراحی داخلی را جز لاینفک فضاهای معماری بر می شمارد. معماری داخلی و توجه به جزئیات و تزئینات بعد از چندین دهه سکوت و فراموشی، رویکردی دوباره پیدا کرده و جالب تر اینکه سعی می کند نمود هایی از معماری گذشته را در تلفیقی با الگوهای مدرن بیان کند؛ مساله ای که سال ها است در معماری مورد بحث و جدل قرار گرفته و تا کنون نتیجه ای حاصل نشده است.

معماری گذشته ما سرشار است از ظرافت ها و ریزه کاری هایی که هزاران ایده و خلاقیت را در خود نهفته است. تزئینات و کاشیکاری های داخلی با تناسبات و رنگ بندی خاص خویش در کنار کالبد درونی، فضایی رمزگون را تداعی می کنند و هم اکنون نیز ارزش فضایی خویش را حفظ کرده است

 

 

 

 

 

 

 

 

امروزه با افزایش روز افزون جمعیت شهری و قیمت زمین ، ساخت و ساز آپارتمان و زندگی آپارتمانی مقرون به صرفه تر شده است . بیشتر ما حداقل یک بار زندگی در محیط بسته آپارتمانی را تجربه کرده ایم و از معایب و مشکلات آپارتمان نشینی آگاهیم. یکی از عمده معایبی که بیشتر مردم از آن گله مند هستند خفه و بسته بودن فضای آپارتمان است . ما با استفاده از چندین نکته کوچک که بیشتر جنبه بصری دارد میتوانیم این فضای مرده را زنده تر و آپارتمان خود را دلباز تر نماییم .

1. انتخاب رنگ دیوارها

انتخاب رنگ مناسب برای فضای آپارتمانی بخصوص آپارتمانهای با متراژ کم بسیار مهم است. رنگها از نظر درخشندگی و شفافیت انواع مختلف دارند که بهترین انتخاب ، انتخاب رنگهای روشن با درخشندگی و شفافیت زیاد است . اصولا” رنگهای روشن باعث می شوند که فضا بزرگتر بنظر آید و هر چه شفافیت و درخشندگی آن بیشتر باشد به دلیل انعکاس نور فضا زنده تر بنظر می آید. یکی از رنگهای مناسب آپارتمان رنگ استخوانی روشن است ، که علاوه بر داشتن شفافیت و روشنی با بیشتر رنگهای وسایل منزل همنشینی دارد و کمپوزیسیون مناسبی را ایجاد می نماید.جهت ایجاد تنوع در رنگ میتوانید در قسمت دیوار اپن آشپزخانه از مصالح سنگی با رنگهای متنوع استفاده نمایید.

 

2.انتخاب کفپوش

جهت پوشش کف آپارتمان از مصالح گوناگونی میتوان بهره گرفت .( از جمله سرامیک ها ، پارکتهای طرح چوب ، موکت و …) اگر قصد تعویض کفپوش ساختمان را داشته باشید ، در صورت استفاده از سرامیک می بایست در انتخاب رنگ آن دقت زیادی شود، زیرا استفاده از رنگهای تیره در کف ، فضا را فشرده تر نشان میدهد . معمولا استفاده از رنگ های بسیار روشن مثل سفید نیز معایبی به همراه دارند ، یکی از معایب آن یکدست شدن فضا است که جهت برطرف کردن یکدستی آن می توان از یک قالیچه در زیر میز مبل استفاده کرد. یا اینکه در میان سرامیک ها طرح هایی با رنگهای متفاوت را بکار گرفت.در صورت استفاده از پارکت نیز میبایست نکات گفته شده را رعایت نمود و رنگهای روشن طرح چوب را انتخاب کرد.

 

3. انتخاب مبلمان و نحوه قرار گیری

انتخاب رنگ مبل اختیاری است اما استفاده از رنگهایی مثل کرم روشن و یا حتی سفید به زنده تر کردن فضا کمک بیشتری می نماید و فضا بزرگتر به نظر می آید. در مورد انتخاب طرح مبل بهتر است حتی المقدور مبل هایی با اشکال هندسی صلب و یا بدون منحنی انتخاب شود. در مورد نحوه چیدمان آن بهتر است مبلها را تقریبا” چسبیده به دیوار ها قرار داد علت انتخاب شکل بدون منحنی نیز این است که مبلها در کنار دیوار صاف ترکیب مناسبتری را ایجاد نمایند. حتی المقدور سعی کنید وسایل خانه را نزدیک به دیوارها قرار دهید تا از هدر رفتن کوچکترین فضاها نیز جلوگیری شود. اگر در جلوی پنجره ها از پرده های پارچه ای استفاده می کنید بهتر است رنگ آنها نیز روشن انتخاب شود
4.نورپردازی
نور نیز نقش مهمی را در زنده کردن فضا به عهده دارد . استفاده از نور مناسب و یکنواخت در آپارتمان خفگی محیط را از بین می برد ، البته استفاده از نور طبیعی بسیار مناسبتر است . در صورت ضعیف بودن نور طبیعی کمبود آن را با بکارگیری نور مصنوعی جبران نمایید. حتی المقدور از پرده های عمودی یا کرکره ای استفاده نکنید ، زیرا از ورود نور خورشید به داخل تا میزان زیادی جلوگیری می نمایند. پرده های پارچه ای یا توری بهترین انتخاب برای پنجره های آپارتمان محسوب میشوند. زیرا نور را به خوبی از خود عبور می دهند.استفاده از نور پردازی موضعی بر روی قاب ها و … نیز باعث تحرک و ایجادحرکت درفضا میشود.

 

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

تحقیق معماری خراسانی

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 14
حجم فایل 63 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

تحقیق معماری خراسانی

در قسمت شرقی ایران پس از به وجود آمدن حکومتهای مستقل و نیمه مستقل ، مردم به آرامشی نسبی رسیدن که نتیجه آن در معماری و هنر نیز پدیدار گشت و جوانه های هنر و معماری بعد از دو قرن در این کشور زده شد بعلت اینکه خواستگاه این معماری در شرق ایران به خصوصا خراسان بودسبک خراسانی 15نام داده اند که بعد ها دامنه آن به یزد و دامغان نیز کشیده شد. آنچه که مشخص است این دوره معماری همچون بر روی ریشه پوسیده معماری پارتی روییده شده که به آن قابلیت کاربری برای اسلام را نیز اضافه کرده اند به طریقی که نحوه حتی نحوه استفاده آجر در ستونهای کاخهای ساسانی و تاریک خانه دامغان به یک شکل است و طاق نماهایی که از مشخصات دوره پاتی است در این دوره نیز مشهود است16.و بیشتر بناها به صورت یک ایوانی ساخته می شد.

اما می توان ویژگیهای که معماری این دوره داشته را به صورت زیر دسته بندی کرد17:

–                      در این دوره ساختمانها نسبت به قبل از اسلام مردم وارتر و کوتاهتر شدند

–                      کیفیت مصالح مورد استفاده بسیار پائین بود

–                      از لحاظ فنی دارای همان مشخصات معماری پار تی بوده

–                      در این دوره اکثر مصالح بوم آورد بودن که به نحوی سعی می کردند از امکانات محل فقط بنایی بسازند.

–                      در این دوره معماری مسجد آغاز گردید

–                      بنا ها با نقشه های یک ایوانی اجرا می گردید.

آنچه مسلم است معماری خراسانی در مخلفت با معماری عباسیان و امویان بود و می خواست حر ف تازه ای از معماری ایران را داشته باشد .اما معماری ایران به این سادگی نماند و با توجه به اصالت مردم باز به سوی تزئنات و شکوه و عضمت حر کت کرد و در وا قع هر چه ایران دارای استقلال می گردید و عظمت خود را به دست می آورد تاثیرات آن در معماری پدیدار می گردید.

آذری (معماری)جلد: 1نویسنده: هادی عالم زاده      شماره مقاله:152

آذری، سبکی در معاماری اسلامی ایران، منسوب به اذربایجان، مشهور به سبک مغول یا ایرانی ـ مغول و مقارن با دورۀ حکومت ایلخانان بر ایران (654-736ق/1256-1336م). پژوهشگران تاریخ هنر و معماری، غالباً دوران 1400 سالۀ هنر و معماری ایران بعد از اسلام را به سلسله‎های مهم حکومتی نسبت داده و زیر عنوانهای سده‎های نخستین، دورۀ سلجوقی، مغول (ایرانی ـ مغول، ایلخانان)، تیموری، صفوی و قاجار به بحث کشیده‎اند (ویلسن جمـ ؛ دیماند، جمـ ؛ هنر فر، جمـ ؛ ویلبر، 33، 35؛ پوپ «بررسی هنر ایران» جمـ ؛ همو، هنر ایران در گذشته و آینده، جمـ ؛ دوری، جمـ ؛ مارسیه، جمـ) و جز تنی چند از اینان چون زکی محمدحسن (صص 15، 17، 18، 27، 36) و ارنست کونل (صص 11، 43، 94) غالباً بی‎هیچ توضیحی از به کار بردن واژۀ «سبک» که اصطلاحی است فنی، تن زده‎اند. تنها ویلبر در تعلیل این نکته نوشته: چون فرمانروایان این روزگاران فقط پشتیبان و فراهم‎کنندۀ زمینۀ پیشرفت معماری بودند نه آفرینندۀ آن، به جای به کار بردن واژۀ «سبک» از عنوان سیاسی استفاده می‎شود (ص «ز»). گرچه او خود در جای جای کتابش تعبیرات «سبک مغول»، «سبک ایلخانی» و گاه «سبک معماری دورۀ ایلخانی» را به کار برده است (صص 33، 35). در میان این پژوهشگران ظاهراً محمدکریم پیرنیا، نخستین‎بار در 1347ش در مقالۀ «سبک‎شناسی معماری ایران» آگاهانه واژۀ «سبک» را به کار برده و به منظور به دست دادن «نامهایی منطقی و مناسب» برای چند بنا که «به یک سبک ساخته شده» ولی ننامهای مغولی، تیموری، قراقویونلو و نظایر ان» گرفته اصطلاحاتی نو در پژوهش تاریخ معماری ایران بعد از اسلام عرضه کرده است. وی به پیروی از سبک‎شناسی شعر فارسی، سبکهای معماری را به زادگاههای آنها نسبت داده و نامهای خراسانی، رازی، آذری و اصفهانی را در معماری پیشنهاد کرده است (صص 43، 44). باتوجه به مشخصات تاریخی، جغرافیایی، ویژگیهای معماری و بناهای بازماندۀ منسوب به سبک آذری می‎توان آن را بر معماری اسلامی ایران در دورۀ ایلخانی (مغول) منطبق ساخت. به نظر پیرنیا پس از استقرار هولاکو در مراغه (657ق/1259م) معماری ایران جان تازه‎ای گرفت و سبک آذری در پی دگرگونیهایی که بر اثر اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادیِ حکم بر جامعه، در سبک رازی (معماری دورۀ سلجوقی) پدید آمد، از مراغه آغاز شد و با نام سبک مغولی راه تبریز و سلطانیه را پیموده و به سراسر ایران و خارج ایران نفوذ کرد و روز به روز آراسته‎تر شد تا در اوج درخشش خود شاهکارهای روزگار فرزندان تیمور و به ویژه شاهرخ (807-850ق/1404-1446م) را پدید آورد (همو، 45). از این سخن پیرنیا و قراین دیگر در دو مقالۀ وی، چون ذکر مقبرۀ، شیخ‎صفیّ‎الدین اردبیلی و مسجد گوهرشاد و برخی دیگر از آثار دورۀ پس از ایلخانی در جزو بناهای سبک آذری، آشکارا برمی‎آید که او سبک آذری را بر معماری دو دورۀ ایلخانی و تیموری منطبق می‎سازد، درحالیکه غالب پژوهشگران، هنر و معماری دو دورۀ مغول (ایلخانی) و تیموری را جدا از یکدیگر و به‎سان دو دورۀ مختلف به بحث کشیده‎اند، حتی کونل که از این دوره زیر یک عنوان، سبک ایرانی ـ مغول، گفت‎وگو کرده، توجه دارد که در اینجا دو دورۀ متوالی با فاصلۀ زمانی کوتاه قابل تشخیص است که به عقیدۀ وی در دورۀ نخست که مربوط به ایلخانان است عنصر مغولی بر کارهای هنری ایران تأثیر می‎گذارد و در دورۀ دوم که عنصر مغولی در فرهنگ ایران حل و هضم می‎شود سبک تیموری ارزش و اعتبار می‎یابد (ص 94). اما به هر حال باید این واقعیت را در اینجا پذیرفت که گرچه دورۀ ایلخانی با مرگ آخرین پادشاه مقتدر این سلسله، ابوسعید، در 736ق/1335م پایان می‎یابد، ولی چون مرگ او «نه در فعالیت ساختمانی وقفه ایجاد کرد و نه در سبک معماری» (ویلبر، 105) ساختمانهای بقیۀ سدۀ 8ق/14م را نیز می‎توان جزو این دوره و سبک تصریح نمی‎کند، ولی با توجه به این جمله‎ها می‎توان جزو این دوره و سبک به شمار آورد. وجه تسمیه: پیرنیا به وجه تسمیۀ این سبک تصریح نمی‎کند، ولی با توجه به این جمله‎ها می‎توان به علت این نامگذاری پی برد: این سبک «با آمیزش و ترکیب و تلفیق معماری جنوب و سنتها و روشهایی که از روزگاران کهن، بومیِ آذربایجان شده بود» پدید امد و «به حق نام آذری گرفت» (پیرنیا، «سبک آذری»، 55)، اما وی روشن نمی‎سازد که این سبک کی و از سوی چه کسی و در کجا نام «آذری» گرفته و در کدام متن کهن یا نو به کار رفته است. البته توجه و اشاره به «معماری بومی آذربایجان» در نوشته‎های دیگر پژوهشگران بی‎سابقه نیست. پیش از پیرنیا، آندره گدار در گفت‎وگو از مقابر مراغه، که در نیمۀ دوم قرن 6ق/12م (پیش از یورش مغول) ساخته شده‎اند تعبیر «نوع ساختمانهای آذربایجان» و «معماری آذربایجان» را به کار برده است (ص 426). همچنین وی در گفت‎وگو از آرامگاه الجایتو (سلطان‎محمد خدابنده)، بنا‎ترین اثر معماری عصر ایلخانان، به «ابنیۀ پیشین آذربایجان» و «معماری قدیمی آذربایجانی» عنایت داشته است (همو، 433). خاستگاه: برخی از محققان چون عباس اقبال معتقدند روابط میان جهان اسلام و چین (مرکز حکومت خان مغول) که از روزگار هولاکو آغاز گردید، تأثیران متقابلی در معماری جهان اسلام مؤثر افتاده، «یکی شکل گنبدهاست که در مقابر و مساجد کاملاً از معابد چینی و بودایی تقلید شده، دیگر رنگ آبی شفاف در کاشی‎کاری و پوشاندن خِارج گنبدها از کاشیهای کبود براق. مخصوصاً بعضی از بناهایی که از عهد ایلخانان باقی مانده از دور هیأت چادرها یعنی یورتهای مخصوص اسلات را دارد، تأثیر شکل یورتها در مقبرۀ مشهور به دختر هولاکو واقع در مراغه از همه‎جا نمایان‎تر است»

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقبرهوهای استان مازندران 32 ص

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 33
حجم فایل 1.878 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقبره‌های استان مازندران

ساری

موقعیت جغرافیایی

ساری مركز استان مازندران ، از شمال به دریای خزر ، از جنوب به سلسله جبال البرز و استان سمنان ، از مشرق به نكا و بهشهر ، از مغرب به شهرستان‌های قائمشهر ، جویبار و سوادكوه منتهی می‌شود. این شهرستان دارای وسعتی بالغ بر 3922 كیلومتر مربع و در 53 درجه و 5 دقیقه طول جغرافیایی و در 36 درجه و 4 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. ساری دارای آب و هوای معتدل و مرطوب است. شهرستان ساری از نظر ناهمواری به دو قسمت كوهستانی كه به رشته‌كوه‌های البرز ختم می‌شود از مهم‌ترین ارتفاعات آن كوه خلیفه و كوه سفید هستند. پوشش گیاهی در ارتفاعات بلند به صورت چمنزار و مراتع بوده و به دنبال آن پوشش جنگلی متراكم با انواع درختان پهن برگ كه در كمربند‌های مختلف كوهپایه‌های كم ارتفاع گسترش دارد و سپس به اراضی مزروعی و باغ‌های جلگه‌ای ختم می‌شود.


پیشینه تاریخی :

ساری مركز تبرستان در سیر پرفراز و نشیب تاریخ ایران همچون نگینی سبز در دیار اسطوره‌ها خاطرات تلخ و شیرین را به گواه فرهنگ و تاریخ استوارش همراه كرده است. وجود تپه‌های با ارزش دوران پیش از تاریخ ، تاریخی و اسلامی ، قلعه‌های كهن و عمارت‌های شگرف ، ساختمان‌های با عظمت ، حمام‌های قدیمی ، آب انبارها و تاسیسات با شكوه مقر اسپهبدان در بخش دو دانگه این شهرستان ، وجود دانشمندان و هنرمندان بزرگ منبت كار چون استاد احمد نجار ساروی ، استاد حسین بن احمد ساروی ، استاد محمد بن استاد حسین ساوری كه شاهكارهای كم نظیر منبت كاری را در ایران و مازندران در عصر تیموری به یادگار گذاشته‌اند ،‌ هویت تاریخی شهر «زادراكرتا» كهن یا ساری كنونی را تشكیل می‌دهند.

زادراكارتا ،‌تامبراكس ، سارویه و ساری واژه‌هایی هستند كه زمان هخامنشیان تا روزگار ما به ساری كنونی اطلاق می‌شده است. كشف بی‌شمار ظروف سفالی و فلزی از هزاره‌های گذشته و همینطور كشف سكه‌هایی با علامت (TAM) كه از روزگاران اشكانی به جای مانده تا كشف ظروف فلزی عصر ساسانی در ساری گواه این مطلب است كه ساری كنونی قبل از زمان ساسانیان شهری آباد و از مهم‌ترین شهرهای تبرستان و مركز حكومتی آن بوده است. اگرچه برخی محققین بنیاد شهرساری را از اقدامات فرخان بزرگ می‌دانند ، ولی با مرور تاریخ مازندران می‌توان باور داشت كه ساری كنونی بر روی ویرانه‌های شهری ساخته شده كه از قرون ما قبل از اسلام مركز ایالت شمالی ایران بوده است.

 

برج رسكت

برج رسكت با نقشه مدور در بخش دو دانگه شهرستان ساری و در محدوده حكومتی اسپهبدان باوندی سر بر آسمان می‌ساید. این بنا هم به عنوان مقبره یكی از شهریاران آل‌باوند (احتمالاً هرمزد) و هم به عنوان میل راهنما یاد شده است. از جمله‌ ویژگی‌های این بنا علاوه بر تاریخ معماری و تزیینات آجری، كتیبه تزیینی آن است كه به خط كوفی مشجر در بدنه بنا مشاهده می‌شود. این برج متعلق به اوایل اسلام و از اولین بناهای اسلامی در خطه شمال ایران است.

 

 


برج مقبره‌ای امامزاده عباس ساری

این بنا در محله آزاد گله و در شرق رودخانه تجن واقع است. برج متعلق به قرن نهم هجری قمری و مدفن سه تن از سادات است. ساختمان اصلی مقبره دارای نقشه هشت ضلعی است و با گنبد رك دوپوش ساخته شده از تزیینات مهم این مجموعه علاوه بر تزیینات معماری ساختمان برج می‌توان به كاربرد تزیینات منبت كاری بر  روی در و صندوق آن اشاره كرد. منبت كاری زیبای صندوق چوبی آن از كم نظیر‌ترین یادگارهای به جا مانده عصر تیموری در مازندران است. این صندوق توسط شمس‌الدین احمد نجار ساروی ساخته شده است.


برج آرامگاهی امامزاده یحیی

این بنا در مركز شهر ساری قرار دارد. برج بر روی قبور یحیی ، حسین و خواهرشان سكینه ـ از فرزندان میر قوام‌الدین مرعشی ـ با نقشه مدور و گنبد دوپوش كه پوشش خارجی آن به شكل رك یا هشت ترك است ، ساخته شده است. از تزیینات این بنا می‌توان به قرنیس‌های سینه كفتری و طاق‌های تزیینی اشاره كرد. تزیینات وابسته به معماری این برج آرامگاهی ، در ، نورگیر و صندوق منبت كاری شده آن است كه مورد اخیر با دو شیوه نقاشی روغنی (لاكی) و هنر منبت كاری تزیین گشته كه احتمالاً می‌توان آن را از اولین نمونه‌های باقی مانده نقاشی چوب در ایران نام برد.


برج آرامگاهی سلطان زین العابدین

این بنا در مركز شهرساری در كنار برج امامزاده یحیی و متعلق به قرن نهم هجری است. در داخل این بنا قبر سلطان زین‌العابدین مرعشی و چند نفر دیگر از نوادگان مدیر قوام الدین مرعشی قرار دارد. برج مذكور با نقشه مربع و گنبد رك و به صورت دوپوش ساخته شده است. قسمت‌هایی از كاشی آبی فیروزه‌ای در قسمت داخل و بیرونی بنا باقی مانده كه حكایت از كاربرد فراوان آن در بناهای عصر تیموری مازندران دارد. صندوق چوبی منبت كاری شده از دیگر تزیینات وابسته به معماری این بنا بوده كه در جریان آتش سوزی دهه‌های گذشته دچار آسیب دیدگی شدید شده است.

 

 


برج آرامگاهی امامزاده صالح مرزرود

این برج در 15 كیلومتری شمال شهرستان ساری و در شرق بلوار ساری ـ دریا ، كنار رودخانه تجن قرار گرفته است. بنا با نقشه مربع و دارای گنبد رك (هشت ترك) و به صورت دوپوش ساخته شده است. علاوه بر تزیینات خارجی بنا ، تزیینات منبت كاری درها و صندوق آن از جمله شاهكارهای هنری عصر تیموری به شمار می‌رود.

 

 


برج امامزاده ابراهیم قاسم خندق

برج آرامگاهی امامزاده قاسم در شمال غرب شهرستان ساری و در غرب روستای عیسی خندق قرار دارد. با توجه به متن كتیبه صندوق كه در گذشته قرائت شده بنا متعلق به قاسم از نوادگان موسی‌بن جعفر بوده كه به غلط رایج از آن به عنوان امامزاده عیسی نام می‌برند. برج دارای نقشه كروی شكل بوده كه با ایجاد منطقه انتقالی گنبد هشت ترك (رك) در بخش خارجی بنا و با پوشش كروی دوم در بخش داخلی شكل گرفته است. در ورودی بنا و در ضلع شرقی منطقه میانی بدنه بنا فرو رفتگی‌های مستطیل شكل وجود دارد كه در داخل بعضی از آنها كاشی‌های آبی رنگ دوره تیموری خودنمایی می‌كند. از تزیینات این بنا می‌توان به آجر كاری سینه كفتری ، تزیینات طاسی شكل كه به صورت نیم دایره اجرا شده‌اند و كاربرد كاشی‌هایی با تزیینات هندسی بر روی آن اشاره كرد. در روی كتیبه‌های صندوق ، نام امامزاده قاسم ، نام نجار (استاد شمس‌الدین بن محمد دین توزاد) و تاریخ 856 هـ .ق نوشته شده است.

 

 


برج آرامگاهی درویش فخرالدین گلما

این بنا در مركز روستا گلما از بخش میاندورود ساری واقع است. برج دارای ویژگی‌های معماری برج‌های مقبره‌ای عصر تیموری است كه در سراسر قلمرو شمالی ایران نمایان هستند. برج آرامگاهی درویش فخرالدین با نقشه چهارضلعی و گنبد هشت ترك (رك) در عصر تیموری با مصالح آجر و گل و آهك ساخته شده است. تزیینات سینه كفتری و طاسی شكل به همراه كاشی كاری بوده كه در قسمت فرورفتگی‌های مستطیل شكل بنا قرار گرفته ، از جمله آرایه‌های تزیینی این بنا را تشكیل می‌دهند. این برج در سال‌های گذشته مرمت شده است.


شاطر گنبد

برج آرامگاهی شاطر گنبد در جنوب شرق روستای بالادزا و در حاشیه غربی رودخانه تجن واقع است. این بنا دارای نقشه چهار گوش و گنبد دو پوش است كه پوش بیرونی آن به شكل هشت ترك (رك) بوده و بر بالای بنای مربع شكل قرار دارد. از جمله تیینات این بنا تزیینات سینه كفتری است كه در منطقه انتقالی بدنه به گنبد قرار دارد. در اضلاع مختلف بدنه بنا فرورفتگی‌های متعددی قرار گرفته كه با توجه به نمونه‌های مشابه ، این بخش ها دارای كاشیكاری بوده‌اند. بنای شاطر گنبد دارای مشخصه معماری بناهای تیموری مازندران است.


برج آرامگاهی امامزاده علی‌اكبر

این بنا در روستای اوسا از دهستان داراب كلا بخش میاندورود ساری قرار دارد. بنا دارای نقشه چهار ضلعی است و با طرح فیلپوش‌ها در منطقه انتقالی ، گنبدی هشت ترك (رك) با پوشش داخلی كروی ایجاد كرده‌اند. بنای مذكور در دوره تیموری و با مشخصات معماری این دوره ساخته شده است. در قسمت بیرونی بنا در هر یك از اضلاع یك عدد طاق‌نما قرار گرفته كه در قسمت میانی طاق نماها نورگیری برای روشنایی تعبیه شده است. تزیینات سینه كفتری این بنا كه در هر قسمت به سیزده عدد می‌رسد به صورت اجركاری نمایان است. بخش داخلی بنا دارای طاقچه‌ها و طاق‌نمایی تزیینی بوده كه با گچ‌كاری ساده تزیین شده است. در بخش شرقی بنا ، ساختمان الحاقی مسجد به صورت مستطیل قرار دارد.

 

 

آمل

پیشینه تاریخی آمل

واژه آمل كه گونه پهلوی آن آموی است ، برگرفته از قبیله باستانی آمردها یا آماردهاست كه قومی نیرومند و جنگ جو بوده و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مركز خود انتخاب و نام خود را بر آن نهادند. بعدها واژه آمادرها به سبب كثرت تلفظ به آملد و آمرد و آمل نامیده شد. نخستین باری كه در تاریخ ایران نام آماردها به میان می‌آید در روزگار اقامت اسكندر در هیركانیا ـ گرگان ـ است. در دوران اسلامی با توجه به گزارش بلاذری در فتوح البلدام و ابن رسته در الاعلاق النفیسه و اصطخری در كتاب مسالك الممالك آمل یكی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین شهرهای مازندران محسوب می‌شده است. ابن اسفندیار در تاریخ تبرستان آورده است كه : شهر آمل در سال 140 هجری به دست مسلمین افتاد. مقدسی نیز از بیمارستان و مسجد قدیمی و مسجد نوشهر آمل یاد نموده است. در كتاب حدود العالم ، آمل شهری عظیم ذكر شده است. توماس هربرت در قرن 11 هجری قمری از زیبایی شهر آمل و پل مجلل دوازده دهنه آن نام برده است. ویلیام ریچارد هولمز كه در سال 1260 هجری قمری از آمل دیدن كرده بود ، می‌نویسد : شهر آمل در اثر بیماری طاعون خالی از سكنه شده بود. با توجه به پیشینه تاریخی آمل باید اعلام داشت كه این شهر حداقل از دوره ساسانی تا دوره مغول پایتخت مازندران بوده و سكه‌هایی نیز با ضرب آمل در زمان ساسانی كشف شده است. آمل در گذر تاریخ هر چند كه از تندبادهای حوادث روزگار بی‌بهره نبوده ، اما امروز هم یادمان‌های تاریخی آن مبین مجد و عظمت آن در گشته است.

 

 

كلیات جغرافیایی

شهرستان آمل از شمال به شهرستان محمود آباد از شمال شرقی به شهرستان بابلسر ، از مشرق به شهرستان بابل ، از جنوب به استان تهران و از مغرب به شهرستان نور محدود و در 52 درجه و 21 دقیقه طول و 36 درجه و 24 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. مساحت این شهرستان حدود 3211 كیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریاهای آزاد 79 متر و دارای سه بخش مركزی ، لاریجان و دابودشت است. براساس سرشماری سال 1375 آمل دارای 297743 نفر جمعیت است و آب و هوای آن با توجه به نزدیكی دریا و وجود جنگل و كوه به دو نوع معتدل خزری مرطوب و كوهستانی تقسیم می‌شود.

بخشی از این شهرستان كه در نواحی جلگه‌ای قرار دارد دارای آب و هوای معتدل و مرطوب و بخش كوهستانی آن دارای آب و هوای معتدل و سرد است. بام بلند ایران ، قله سترگ دماوند با ارتفاع 5671 متر در جنوب این شهرستان قرار دارد. رودخانه هراز كه نام كهن آن هرهز است به طول 150 كیلومتر یكی از رودهای مهم و پر آب آمل و استان مازندران است. از محصولات عمده كشاورزی این شهرستان برنج را می‌توان نام برد. باغداری ، كشت غلات ، صیفی جات و پرورش گل‌های زینتی و گیاهان دارویی نیز در منطقه رواج دارد. دامپروری و پرورش زنبور عسل و تولید ماهی‌های سردآبی و گرم آبی نیز با توجه به وضعیت اقلیمی آمل در خور توجه است. مناطق كوهستانی با برخورداری از معادن گوناگون نقش مهمی در اقتصاد این شهرستان دارد. از صنایع دستی مهم این سامان نمد مالی ، پارچه بافی ، گلیم بافی ، جاجیم بافی ، حصیر بافی و لاك تراشی قابل ذكر است.


گنبد ناصر الحق

بقعه متبركه حسن ابن علی الناصر الحق كه در تاریخ 25 شعبان سال 304 هجری در آمل وفات یافت ، در محله پایین بازار و در محدوده شهر قدیم آمل قرار دارد. این مزار محل زیارت شیعیان چهار امامیه سراسر جهان به ویژه زیدیه كشور یمن است. بنای اولیه آن با توجه به متون تاریخی از میان رفته و بنای فعلی در قرن نهم هجری قمری توسط فرزندان میرقوام الدین مرعشی ساخته شده است. مقبره ناصر الحث بنایی است چهار ضلعی كه در نمای بیرونی چهار گوشه بنا را با چهار گوشواره پر كرده و پایه‌ای هشت ضلعی برای گنبد رك هشت وجهی به وجود آورده‌اند. آبریز بام بر روی دوازده عدد قرنیس سینه كفتری و میان هر دو قرنیس نیم دایره تزئینی است. چهار نبش بنا را پخ نیم دایره زده‌اند. این بنا كه در اثر مرور زمان به شدت آسیب دیده بود توسط میراث فرهنگی مازندران و با همكاری‌های مستمر فرمانداری ، اوقات و شهرداری آمل مرمت ، باز پیرایی و ساماندهی شد.


پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقاوم سازی دیوارهای آجری 7 ص

دسته بندی معماری
فرمت فایل doc
تعداد صفحات 8
حجم فایل 1.923 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقاوم‌سازی دیوارهای آجری

چكیده

با توجه به زلزله خیزی کشور ،بررسی زلزله های گذشته نشان می دهد که اکثر بناهای آجری موجود مقاوم نبوده و یا مقاومت کافی و قابل قبولی ندارند، زیرا اکثراً یا بدون در نظر گرفتن آئین نامه ای ساخته شده و یا دقت در اجرا نگردیده و ملات مورد استفاده فاقد مقاومت برشی لازم می باشد، از اینرو ضرورت تقویت دیوارهای آجری غیر مسلح برای مقابله با نیرو های جانبی و با روش های مقاوم سازی قابل اعتماد، اقتصادی ، سریع و ارزان اجتناب ناپذیر می باشد.

مقاوم سازی یا بهسازی لرزه ای دیوارهای آجری با روشهای سنتی جهت افزایش مقاومت لرزه ای دارای مشکلات عدیده اجرایی و نیاز به درنظر گرفتن تغییرات معماری دارد که در بعضی موارد امکان پذیر نمی باشد.

هــدف از این مقاله ارائه روش نوین مقاوم ســازی دیوارهای آجری غیرمقـــاوم توسط الیاف پلیمــری مسلح شده (FRP) می باشد، که مراحل آزمایش آن در دانشگاه آریزونا انجام و به ثبت رسیده و بطور عملی نیز در کشور امریکا مورد استفاده قرار گرفته است .

واژه های کلیدی : بهسازی ، مقاوم سازی ، دیوارهای آجری غیر مسلح ، الیاف پلیمر (FRP)

مقـــدمــه

كامپوزیت FRP ( Fiber Reinforced Polymer) كه می رود تا جایگزین روشهای سنتی ترمیم و تقویت سازه ها گردد بر پایه قرارگرفتن الیاف Fiber بسیار مقاوم كربن ، شیشه و یا آرامید در یك ماتریس پلیمری می باشد كه در نتیجه به سه دســـته پلیمر مسلح فیبر شیشه ای(GFRP) ، فیبـر كربنی (CFRP) و نیز فیبــر آرامـید (AFRP) تقسیـم میشوند و كاربرد آن نیاز به تجهیزات پیچیده ای ندارد.

امروزه بعلت عوامل متعدد مانند تغییر آئین نامه های بار گذاری ، تغییركاربری ، آسیب دیدگی و یا عدم اجرای مناسب نیاز به ارزیابی ، بازنگری و طراحی مجدد سازه های موجود وجود دارد تا در صورت لزوم تقویت شوند

كامپوزیت FRP بعلت دارا بودن مشخصات فیزیكی و مكانیكی فوق العاده مناسب

• سبك بودن و بالا بودن مقاومت نسبت به وزن

• مدول الاستیسیته بالا

• مقاومت بالا در كشش و برش

• مقاوم در مقابل رطوبت

• انعطاف پذیری بالا

• دوام و پایداری بالا

• مقاوم در مقابل خوردگی

بدون داشتن مشكلات زنگ زدگی ، پوسیدگی و سنگینی فولاد و یا قالب بندی ، اجرا و نگهداری بتن مورد توجه مهندسین مقاوم ساز قرار گرفته و كارفرمایان نیز بعلت سرعت بالای اجرا و عدم نیاز به تعطیلی فعالیت های روزمره خود در اثر اجرای مقاوم سازی با FRP طراحان خود را در استفاده از این مصالح نوین تشویق می نمایند .

مقاوم سازی ساختمانهای آجری باFRP برای مهندسین كشور ما بسیار قابل توجه می باشد زیرا بیش از 65 % ساختمانهای موجود در شهرهای ما آجری بوده و در مناطق زلزله خیز می توان با این روش ساختمانهای مذكور را بسادگی مقاوم نمود .

بــحــث

بخش مهند سی سیویل دانشگاه آریزونا در 12 سال گذشته پیشگام در استفاده از FRPدر تقویت سازه های بتنی و آجری بوده است .علت خرابی دیوارهای آجری غیر مسلح(URM) در زمین لرزه های مختلف عدم توانایی تحمل نیروهای رفت وبرگشتی می باشد زیرا عمدتا برای حمل بار ثقلی در نظر گرفته شده اند و قادر به تحمل نیروهای برشی داخل صفحه و خمشی خارج صفحه نمی باشند . با پوشانیدن آنها بوسیله FRP مقاومت قابل توجه ای در مقابل نیروهای جانبی بدست می آورند و شکل پذیری آنها نیز بصورت قابل توجهی افزایش می یابد،

همانطور که درمقالات منتشره در مجله های ACI و ASCE آ مده است جهت بهبود رفتار خمشی دیوارهای URM الیاف شیشه با روشها و فواصل مختلف مطابق عکسهای شماره 3و4 توسط رزین به دیوار چسبانده شد ورفتارخمشی و برشی آن مورد مطا لعه قرار گرفت که درزیر به شرح آ ن می پردازیم.

بهبود رفتار خمشی :

مقاومت خمشی دیوارهای URM خلاصه می شود به مقاومت کششی ملاط که مقدار آ ن در بیشتر ساختمانهای قدیمی خیلی کوچک میباشد . وقتی FRPّ به سطح بیرونی دیوار چسبانده می شود الیاف آن بخوبی قادر به پذیرش نیروهای کششی بوده ودیوار همراه با مقاومت فشاری آجر مطا بق عکس 5 می تواند رفتار خمشی مناسبی را ارائه نماید.

بهبود رفتار برشی :

در سازه های بتونی یا آجری ،با نیروی برش به عنوان تنش قطری مقابله می شود. هنگامی که FRP به وسیله الیافی که در جهت های عمودی و افقی قرار می گیرند به دیوار URM می چسبند ترکهای برشی نمی تواند ایجاد مشکل کند مگر تمام الیاف که از ترک می گذرندتحمل تنش را نیاورند

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

صد نکته در پایان نامه نویسی

دسته بندی آموزشی
فرمت فایل pdf
تعداد صفحات 17
حجم فایل 3.544 مگا بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقاله صدنکته در پایان نامه نویسی،مقاله مناسبی است برای شما که قصد نوشتن پایان نامه کارشناسی،کارشناسی ارشد و یا حتی نوشتن رساله در مدارج بالاتر علمی را دارید،این مقاله به شمادر نگارش پایان نامه خودتان کمک شایانی خواهد کرد.

فرمت فایل به صورت pdf است.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

راهنمای نگارش مقالات مروری

دسته بندی عمومی
فرمت فایل pdf
تعداد صفحات 11
حجم فایل 782 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

این مقاله به تنهایی میتواند یاری دهنده ی شما برای نگارش مقالات مروری و مقاله نویسی باشد.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

فروش گلس به قیمت مناسب با ارسال رایگان